1 Following
Ashkan

Ashkan

SPOILER ALERT!

The Fall of Hyperion

The Fall of Hyperion - Dan Simmons کتاب‌های ایزاک آسیموف و آرتور سی کلارک در برابر این کتاب همچون داستان‌های کودکانه‌اند

به نظرم بعضی از جنبه‌های آیندهٔ شرح داده‌شده در این کتاب بسیار محتمل است: هجرت و گسترش انسان‌ها در تمام کهکشان. انسان‌هایی که خودشان را با فضای اطراف تطبیق داده‌اند و از ظاهر انسانی بیرون آمده‌اند و اختلافاتی که سر همین مسئله با انسان‌های عادی پیدا کرده‌اند. هوش مصنوعی که تمام جنبه‌های زندگی انسان را در کنترل گرفته و به انسان به شکل انگلی نگاه می‌کند که نابودی‌اش بهتر از باقی ماندنش است. حکومتی که با کمک هوش مصنوعی بر همه چیز کنترل دارد و با از بین بردن نژادهای هوشمند دیگر و نیز جوامع انسانی مستقل، سعی بر گسترش کنترل خود بر تمامی سیارات شناخته‌شده دارد

Hyperion

Hyperion - Dan Simmons سرگذشت هر شش زائر جالب و شنیدنی بود؛ اما از داستان پدر پائول دیور، سول وینتراب و کنسول بیشتر خوشم آمد
---------
خلاصهٔ سرگذشت «سیری و مرین» به فارسی:
(سرگذشت این دو در فصل ششم کتاب آمده)

http://esperigas.blogspot.com/2016/04/siris-rebellion.html

سرگذشت ندیمه (Hardback)

سرگذشت ندیمه (Hardback) - سهیل سمی, Margaret Atwood خوب شروع شد و خوب پیش می‌رفت، اما آخرش را ندانست چطور تمام کنه و زد خرابش کرد

تاريخچه تقريبا همه چيز

تاريخچه تقريبا همه چيز - بيل برايسن خیلی چیزها ازش یاد گرفتم. خوشحالم که این کتاب را کامل خواندم

The Forever War

The Forever War  - John Scalzi, Joe Haldeman داستانی که در اول بچگانه و مسخره به نظر می‌رسید به کجاها که نرسید. و «ویلیام ماندلا» که با این همه مشکل، از پسِ ۱۱۴۳ سال جنگ برآمد و به «مری‌گی پاتر»ی رسید که این همه دوستش داشت؛ خوش به حالش، خوش به حال هردوشان

از هوا و آینه

از هوا و آینه - احمد شاملو اینان دردند و بودِ خود را
نیازمندِ جراحاتِ به چرک‌اندرنشسته‌اند.
و چنین است
که چون با زخم و فساد و سیاهی به جنگ برخیزی
کمر به جنگ‌ات استوارتر می‌بندند.

از شعرِ دهم سرودِ پنجم، از مجموعهٔ آیدا در آینه
از صفحهٔ ۲۲۸، کتاب از هوا و آینه‌ها، موسسهٔ انتشارات نگاه، چاپ هشتم ۱۳۸۸

Behold the Man

Behold the Man - Michael Moorcock «The madman, the prophet, Karl Glogauer, the time-traveler, the neurotic psychiatrist manque, the searcher for meaning, the masochist, the man with a death-wish' and the messiah-complex, the anachronism, made his way into the synagogue gasping for breath. He had seen the man he had sought. He had seen Jesus, the son of Joseph and Mary. He had seen a man he recognized without any doubt as a congenital imbecile.»


from chapter four
Behold the man
by Michael Moorcock

زمزمه های واپسین

زمزمه های واپسین - Naguib Mahfouz, ناجی مولایی شیخ عبدربه التائه روایت می‌کند که در بازار، زنی بسیار زیبا سر راهم قرار گرفت و از من پرسید: ای شیخ واعظ، شما را موعظه‌ای کنم؟
با اطمینان گفتم: بفرمایید سراپا گوشم.
گفت: از من روی مگردان، که تا ابد پشیمان خواهی شد.

از صفحهٔ ۱۲۳، زمزمه‌های واپسین، نوشتهٔ نجیب محفوظ، چاپ دوم ۱۳۸۹، نسل آفتاب

چرادرمانده ایم

چرادرمانده ایم - حسن نراقی «تاریخ را کتاب به کتاب، ورق به ورق، سطر به سطر بجورید، و بخوانید و ببینید آنقدر که ایرانی از خودش و یا هموطنش ضربه خورده و کشیده‌است آیا از حمله دشمن خارجی این همه آسیب دیده؟ ضمن اینکه سبب اصلی همه حمله‌های خارجی هم خودش بوده یعنی دشمن را خودش تشویق به حمله کرده. تاریخ را دقیق‌تر بخوانید، منظورم را خودتان متوجه خواهید شد.»

از صفحهٔ ۱۰۰، جامعه شناسی خودمانی، نوشتهٔ حسن نراقی، چاپ بیست‌و‌دوم ۱۳۸۸، نشر اختران

دیدار با اژدها

دیدار با اژدها - میرجلال‌الدین کزازی درود بر تو، ای میهنِ مِهین، ای ایران، ای سرزمین اهورایی پاک که پرتو فرهنگت جهان را برافروخته‌است! نازانم که در تو زاده‌ام و در تو می‌زیم؛ باشد که در آن روزِ ناگزیر نیز که بی‌گمان فراز خواهد آمد، در خاک پاکِ تو بتوانم آرمید! ایدون باد!

از صفحهٔ ۷۲، دیدار با اژدها، میرجلال‌الدین کزازی، نشر قطره، چاپ اول ۱۳۸۰

دره گل سرخ

دره گل سرخ - Astrid Lindgren, عزيزالله قوطاسلو, محمدرضا سرشار gråt inte, mamma. vi ses i Nangijala.
گریه نکن مامان. در نانگیالا می‌بینمت (به امید دیدار در نانگیالا)

گفت و گو با بورخس

گفت و گو با بورخس - Jorge Luis Borges, Richard Burgin, کاوه میرعبّاسی ریتا گیبرت: آیا برای نسل جوان پیامی دارید؟
بورخس: نه، این صلاحیت را در خود نمی‌بینم که به سایرین پند و اندرز بدهم. در زندگی شخصی هم وامانده‌ام و به زحمت گلیمم را از آب بیرون کشیده‌ام. از بسیاری جهات، سرگشته بوده‌ام و بارها به بیراهه رفته‌ام.

گفت‌و‌گو با بورخس، ریچارد بورجین، برگردان کاوه میرعباسی
از صفحهٔ ۱۵۶، مصاحبه با ریتا گیبرت ۱۹۶۸

مجموعه ی اشعار

مجموعه ی اشعار - فرخی یزدی, مهدی اخوت،م.ع.سپانلو زندگی کردنِ من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم

از صفحه ۷۸، مجموعهٔ اشعار فرخی یزدی، با تدوین مهدی اخوت و م. ع. سپانلو، چاپ اول ۱۳۸۰، موسسه انتشارات نگاه

اطلس

اطلس - Jorge Luis Borges, احمد اخوت در جهان، هر چیزی مرا به نقل‌قول یا کتابی بازمی‌گرداند.

از صفحهٔ ۹۲، اطلس، نوشتهٔ خورخه لوئیس بورخس، برگردان احمد اخوت، انتشارات نقش خورشید، چاپ اول ۱۳۷۹

هنر عشق ورزیدن

هنر عشق ورزیدن - Erich Fromm, سمیه سادات آل حسینی عاشق بودن تنها یک هیجان شدید و ناگهانی نیست که فرد مجبور به پذیرش آن باشد، بلکه نیازمند اخذ تصمیم و قضاوت کردن است. اگر عشق صرفا یک هیجان احساسی بود، دیگر پیمان بستن برای در کنار هم ماندن تا آخر عمر معنای خود را از دست می‌داد، زیرا هر احساسی، هر اندازه هم قوی و اثرگذار باشد، به مرور زمان تقلیل یافته و سرانجام از بین خواهد رفت.

از صفحهٔ ۱۵۷، برگردان سمیه سادات آل حسینی، چاپ اول ۱۳۸۸ انتشارات جاجرمی

گزیده‌ای از معروف‌ترین اشعار وینچنزو کاردارلی

گزیده‌ای از معروف‌ترین اشعار وینچنزو کاردارلی - Vincenzo Cardarelli, فریده مهدوی دامغانی Amore, amore, come sempre,
Vorrei copriti di fiori e d'insulti.
ای عشق، عشق، مانند همیشه،
مایلم تو را پوشیده از گُل و دشنام سازم.

از شعر انتظار (attesa)
از صفحهٔ ۱۲۹ برگردان فریده مهدوی دامغانی، چاپ اول ۱۳۸۲، موسسه نشر تیر
-----------------

La vita é fiamma vinta.
زندگی، شعله‌ای بازنده است.

از شعر فرار (Fuga)، گزیده‌ای از معروف‌ترین اشعار وینچنزو کاردارلی، برگردان فریده مهدوی دامغانی، از ‌صفحهٔ ۱۰۰، چاپ اول ۱۳۸۲، موسسه نشر تیر